تبلیغات
وب سایت امام رضا - السلام علیک یا بنت الرسول

وب سایت امام رضا
 
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ

با سلام ، شهادت حضرت فاطمه (س) را به تمام شیعیان مولا تسلیت می گوییم

تصاویر-متحرك-شهادت-حضرت-فاطمه_Shabhayetanhayi.ir-1.gif

به روز حشر در دلهای محزون
شود هول قیامت هردم افزون
رسد چون نوبت عفو و شفاعت
ندا آید که " أین الفاطمیون "

در این مطلب علل بیمارى و شهادت حضرت زهرا (س) را برایتان آوردیم


با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرایط جسمى و وضعیت روحى‏اش پس از آن رویدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امیر مؤمنان، سرانجام خبر بیمارى بانوى بانوان در مدینه منتشر گردید و همگان از شرایط آن حضرت آگاه شدند. لازم به یادآورى است كه فاطمه علیهاالسلام از بیمارى سختى شكایت نداشت كه غیرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مى‏داد و پیكرش را آب مى‏كرد، امواج دردها و مصیبتها و رنجهایى بود كه هر روز بر آن افزوده مى‏شد و این فشارها بود كه بر رنج و بیمارى برخاسته از صدمات وارده در یورش به خانه‏اش، كمك مى‏كرد تا بانوى سرفراز گیتى را به بستر شهادت بكشاند.

در كنار اینها فشار سوگ پدر و گریه بسیار بر آن حضرت نیز از عواملى بود كه باعث شدت بیمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشید جهان‏افروز وجود او مى‏شد و باید ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه‏ى برخى از مسلمان‏نماها و نیز تحول ارتجاعى در سیستم سیاسى و دگرگونى كارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیت را نیز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بیشتر مى‏ساخت و خورشید وجود اندیشمندترین و آزاده‏ترین بانوى جهان هستى را بسوى افق مغرب پیش مى‏برد.

فاطمه در یورش دژخیمان دولت غاصب به خانه‏اش به گونه‏اى میان در و دیوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمایه‏اش، جنین وى نیز سقط گردید و تازیانه‏هاى بیدادى كه بر پیكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عمیقى در آن نازنین‏بدن برجاى نهاد. و نیز ضربات شدید دیگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتى‏اش را به شدت آزرد.

آرى همه‏ ى این امور و رویدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بیمارى كشانده و از انجام كارهاى خویش بازداشتند. 
حضرت امام حسن مجتبى علیه‏السلام در یك مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اینكه او بچه‏اش را سقط كرد...» (انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله حتى ادمیتها و القت ما فى بطنها...) (1)

و حضرت امام صادق علیه‏السلام با تصریح بیشتر در مورد علت بیمارى و شهادت فاطمه علیهاالسلام مى‏فرمایند: 
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السیف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شدیدا. (2)

سبب شهادت فاطمه این بود كه قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف شمشیر او را زده و بچه‏اش را كشت و مادرم از این جهت به بستر بیمارى افتاد. 
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترین كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ‏هاى زمین پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تیر كمان و یا كمتر نزدیك شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ایشان را مى‏بوسید گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاك زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز كشیده حسین علیه‏السلام حضرت را تكان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد.

حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسینم، پیش از آنكه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت كن.

اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على علیه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا مى‏زدند:یا محمداه یا احمداه، امروز كه مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على علیه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنیدن خبر فوت فاطمه علیهاالسلام از هوش رفت و با پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسلیت بگوئیم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد.

كیفیت وفات حضرت زهرا (س)

1ـ به ام‏سلمه فرمود: برایم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏سلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشید، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابید و دست راستش را زیر صورتش گذاشت.(3)

2- در روایت دیگرى آمده كه: حضرت به اسماء فرمود: آبى برایم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه‏هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم. 
اسماء مى‏گوید: از اتفاق بیرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى‏شنیدم، آهسته به طورى كه مرا نبیند وارد شدم دیدم دست به سوى آسمان دراز كرده و مى‏گوید: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتیاقى كه به دیدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گریه‏اش بر من و به حسین شهید و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مى‏باشند و غم و اندوهى كه بر من دارند، از مى‏خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بیامرزى و به بهشت وارد كنى كه تو بزرگوارترین سؤال شوندگان و مهربان‏ترین مهربانانى. (4)

3- و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.

اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترین كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترین كسى كه بر روى ریگ‏هاى زمین پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تیر كمان و یا كمتر نزدیك شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ایشان را مى‏بوسید گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاك زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز كشیده حسین علیه‏السلام حضرت را تكان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد.

حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسینم، پیش از آنكه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت كن. 
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على علیه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا مى‏زدند:یا محمداه یا احمداه، امروز كه مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على علیه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنیدن خبر فوت فاطمه علیهاالسلام از هوش رفت و با پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسلیت بگوئیم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد.

پی نوشت ها

1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414- بحارالانوار، ج 43، ص‏ص 197، ح 28- سفینة، ج 2، ص 339.
2ـ عوالم، ج 11، ص 504- بحار، ج 43، ص 170، ح 11. 
3ـ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 77. 
4ـ وفاه فاطمة الزهراء/ 78.




طبقه بندی: غیره...، 
برچسب ها: السلام علیک یا بنت الرسول، fateme، فاطمه الزهرا، بنت الرسول، فاطمه، زهرا، یا فاطمه زهرا،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1394 توسط Amir Janson

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای وب سایت امام رضا محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.